تبلیغات

تصویر استاتیك

پرسش مهر پانزدهم؛ کمبود آب
حدیث موضوعی

پرسش مهر پانزدهم؛ کمبود آب
وَهوَالّذی خَلَقَ السّمواتِ وَالاَرضَ فی سِتَّهِ ایّام وَكانَ عَرشُهُ عَلَی الماء-هود7 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
سلام، شما برای پرداخت آب بها چه شیوه ای را ترجیح می دهید؟






امکانات وب


ذکر روزهای هفته
پخش زنده حرم

لوگوی وبلاگ
لوگوی پرسش مهر پانزدهم کمبود آب


درآمد
در واقعه كربلا، آب و تشنگى از برجستگى ویژه اى برخوردار است، چنان كه تا حدّى دیگر وقایع، تحت تأثیر آن قرار گرفته اند و بخش قابل توجهى از گفتوگوى بین دو سپاه بر سر آب بوده; به طورى كه مظلومیت امام حسین(علیه السلام) و سنگدلى دشمن از همین امر معلوم مى گردد. اهمیت آب در كربلا چنان بود كه حتى نزاع بر سر آن، چند روزى قبل از عاشورا آغاز شد و تا پایان جنگ در روز عاشورا ادامه داشت و حتى اگر صحیح تر بگوییم مسئله آب و تشنگى با مأموریت مسلم آغاز شد. چنان كه بنابر روایتى، او در مسیر خود از مدینه به كوفه به رغم اینكه دو راهنما داشت; ولى راه خود را گم كرد و دو راهنماى او نیز از شدّت تشنگى جان دادند.1 مسلم نیز بعد از آنكه در كوفه مجروح و دستگیر شد، به رغم اینكه در آستانه قصرِ دار الحكومه قدح آبى به او دادند; ولى به سبب شدّت خون ریزىِ دهان، نتوانست آن را بیاشامد و سر انجام با لب تشنه شهید شد.2 شهداى كربلا هم به ویژه آنهایى كه متأخرتر شهید شدند با لب تشنه به جوار حق آرمیدند. از این رو است كه این بخش واقعه كربلا دل هر خواننده و شنونده را مى سوزاند.

با یك نگاه اجمالى به نوحه ها و مرثیه هایى كه پیرامون واقعه كربلا سروده شده، مى توان دریافت كه بخش قابل توجهى از آنها درباره آب و تشنگى است. بنابر این ما در این مقاله مختصر مى كوشیم ـ با استفاده از منابع ـ مسئله آب و تشنگى حسین(علیه السلام) و یارانش را مورد بررسى قرار دهیم. قبل از ورود به متنِ مقاله، توجه به این نكته ضرورى است كه ما با استناد به منابع، مى توانیم ممانعت از رسیدن آب به خیمه هاى امام حسین(علیه السلام) را و نه تشنگى مفرط ایشان و یارانش را نفى كنیم و این حكایت از هنر نظامى امام حسین(علیه السلام) در جهت آرامشِ خاطر یاران و خانواده اش و نیز ارتقا روحیه آنها در برابر دشمن دارد.

 http://narges.persiangig.com/image/delshodegan/untitled555.bmp      http://media.ahlana.ir/Original/1393/08/17/IMG09332978.jpg

آب به عنوان حربه نظامى

آن چه موجب شگفتى است، این است كه بشر در طى قرن ها، آب را كه گوهر گرانبهاى الهى، مایه حیات و پیام آور شادى، نشاط و صلح و صفاست همواره در جهت نابودى انسان ها و ویرانى بلاد به كار گرفته است و بدین وسیله هزاران جنبنده را از فرط قحطِ آب به دیار نیستى فرستاده و هزاران شهر و روستا را به ویرانى مهلِك مبدل نموده است. بنابراین شكى نیست كه دشمنان اسلام و مسلمین نیز هم چون دیگر دشمنان بشریت از آن به عنوان حربه نظامى استفاده كرده اند.

انقلابیونى كه در سال 35 هجرى عثمان را در خانه اش محاصره كردند، مانع از رسیدن آب به وى شدند تا اینكه على(علیه السلام)با تلاش فراوانى آب مورد نیاز وى را به وسیله حسنین(علیهما السلام)براى او فرستاد.3 معاویه كه احیا كننده خوى و خصلت و كینه هاى دوران جاهلیت بود، كوشید كه در جنگ صفین از آب به عنوان حربه جنگى استفاده كند، از این رو نخست بین سپاهیان امیرالمؤمنان(علیه السلام) و منابع آب مانع ایجاد كرد، ولى على(علیه السلام) كه سمبل اسلام بود به محض اینكه بر منابع آب دست یافت، سپاهیان معاویه را از آب منع نكرد.4

امام حسین(علیه السلام) نیز همانند جدّ و پدرش نه تنها از آب به عنوان حربه نظامى استفاده نكرد; بلكه از آن در جهت ارائه چهره واقعى اسلام و پیوند بین مسلمین بهره گرفت. او هنگامى كه در منزل شراف با سپاهیان كوفه به فرماندهى حُر بن یزید ریاحى رو به رو شد; در حالى كه آنها از فرط تشنگى به ستوه آمده بودند، امام(علیه السلام) به یارانش دستور داد از آبى كه همراه داشتند به آنها بدهند، تا آنجا كه سپاهیان و چهار پایان آنان سیراب شدند. و بنابر روایتى، امام حسین(علیه السلام) خود در نوشاندن آب به آنها كمك مى كرد;5 ولى دشمنان آن حضرت كه اهداف جاهلیت را تعقیب مى كردند در بَدوِ اَمر براى اعلان جنگ از حربه آب استفاده نمودند. چنان كه عبیدالله بن زیاد طى نامه اى از حُر مى خواهد كه امام حسین(علیه السلام)را در سرزمینى بدون پناهگاه و آب و آبادى فرود آورد.6 و همین كه امام حسین(علیه السلام) در سرزمین كربلا فرود آمد و مستقر گردید; عمر بن سعد از سوى عبیدالله بن زیاد مأموریت یافت كه بین امام حسین(علیه السلام)و آب حایل گردد. ابو حنیفه دینورى در این باره مى نویسد: «ابن زیاد به عمر بن سعد نوشت كه از حسین(علیه السلام) و یاران او آب را باز گیرد و نباید یك جرعه آب بنوشد، هم چنان كه این كار را نسبت به عثمان بن عفان پرهیزكار انجام دادند».7 عمر بن سعد مأموریت حفاظت از آب را به عمرو بن حجاج زبیدى به همراه پانصد سوار واگذار كرد. آنان از روز هفتم تا دهم محرّم یعنى پایان جنگ با جدّیت تمام از شریعه فرات حفاظت مى نمودند كه مبادا امام حسین(علیه السلام)و یارانش از آن، آب بَردارند.8 آنها نه تنها بین امام حسین(علیه السلام) و آب حایل شدند; بلكه با به راه انداختن جنگ روانى بر آثار ناشى از تشنگى و فقدان آب افزودند، به طور مثال: عبدالله بن حصین ازدى كه از قبیله بجیله بود ندا داد: «اى حسین آیا این آب را مى بینى كه مانند قلب آسمان صاف است تو یك قطره از آن را نخواهى چشید تا آنكه از تشنگى بمیرى».9 شمر نیز از جمله كسانى بود كه در رابطه با آب به امام حسین(علیه السلام) زخم زبان مى زد.10

عمر بن سعد هم افزون بر آن كه عمرو بن حجاج زبیدى را نگهبان آب كرد، شخصى را نیز مأمور نمود كه ندا دهد: «اى پسر فاطمه(علیها السلام) و رسول خدا(صلى الله علیه وآله) تو از این آب یك قطره نچشى تا آن وقت كه طعم مرگ را بچشى یا به حكم عبیدالله گردن نهى».11

از جمع بندى مطالب بالا مى توان اهداف دشمن را از بستن آب به روى امام حسین(علیه السلام) در موارد زیر بیان نمود:

نخست اینكه: آنها از آب به عنوان حربه مؤثرِ نظامى استفاده مى كردند، بدان معنا كه با شدّت تشنگى كه بر امام حسین(علیه السلام)و یارانش تحمیل كردند، مى خواستند توان نظامى آنها را پایین آورده و در جبهه نظامى به شكست بكشانند.

دوم آنكه: با توجه به حضور زنان و فرزندان در اردوى امام حسین(علیه السلام) كه در برابر سختى و كمبودها زودتر تحت تأثیر قرار مى گرفتند، دشمن مى خواست از این طریق با بر پا كردن جنگِ روانى امام(علیه السلام) و یارانش را به تسلیم وادار نماید.

سوم اینكه: بنى امیه كه به عنوان خون خواهان عثمان به پیروزى غیر قابل تصورى دست یافته بودند به لطایف الحیل كوشیدند آن واقعه فتنه انگیز را دوباره احیا كنند و از طریق برانگیختن احساس ها بار دیگر از آن استفاده لازم را ببرند. از این رو دوباره از محاصره خانه عثمان و نرسیدن آب به آن سخن به میان آوردند، گویا امام حسین(علیه السلام) و یارانش مسبّب آن بوده اند! بنابراین تشنگى عثمان را بهانه اى براى جلوگیرى از استفاده امام حسین(علیه السلام) و یارانش از آب كردند.

    

تلاش هاى امام حسین (ع) براى تأمین آب

منعِ آب از امام حسین(علیه السلام) حقیقتى است كه نه تنها مورخان از آن یاد كرده اند; بلكه امام زمان(عج) نیز در زیارت ناحیه مقدسه به آن اشاره نموده، مى فرماید: «فمنعوك الماء ووُرودَهُ» «پس آب و ورود بر آن را از تو منع كردند» آن چه مسلّم است سپاهیان كوفه از روز هفتم محرم به طور جدّى مانع از دستیابى امام حسین(علیه السلام) به آب شدند. بنابراین، آن چه مربوط به تشنگى امام(علیه السلام) و یارانش به ویژه فرزندان و زنان مى شود مربوط به سه روزِ پایانى، یعنى از هفتم تا دهم محرم است و در این فاصله امام حسین(علیه السلام)به طرق گوناگون آب مورد نیاز اردوى خویش را تأمین مى كرده است. بنابر روایت ابن اعثم كوفى و ابن شهرآشوب، امام حسین(علیه السلام) در جلوىِ خیمه چاهى حفر كرد كه آب گوارایى داشت.12 ابن اعثم كوفى در این باره اظهار مى دارد كه: «چون عطش بر ایشان غالب گشت امیر المؤمنین حسین(علیه السلام) تَبرى برگرفت و از آن جانب كه خیمه زنان بود از سوى قبله نوزده گام برفت، پس زمین را بكَند. چشمه آب ظاهر شد، آبى به غایت گوارا و شیرین، اصحاب را فرمود تا آب بخورند و مشك ها پر آب كردند و بازگشتند. بعد از آن آب فرو خورد و غایب شد و دیگر آن چشمه را ندیدند».13

حفر چاه با آبى گوارا به دست مبارك امام حسین(علیه السلام) ـ با توجه به مقام امامت آن حضرت ـ امرى طبیعى بود; زیرا بنابر روایتى، مردم آن عصر بین آن حضرت و گوارایى و بركت آب، ارتباطى معنادار قایل بودند. بنابر روایت ابن عساكر، امام حسین(علیه السلام) هنگامى كه از مدینه به مكه مى رفتند با عبدالله بن مطیع برخورد كردند كه در حال حفر چاهى بود. ابن مطیع به امام حسین(علیه السلام) عرض كرد: «این چآه را من به آب رساندم و امروز ابتداى آب است كه با دَلو براى ما خارج مى شود، پس اى كاش براى ما در آن از خدا بركت مى خواستى». امام حسین(علیه السلام)فرمودند: از آب آن بیاور; وى نیز چنین كرد و آن حضرت آشامید و مضمضه نمود. سپس آب را به چاه برگرداند. پس آن چاه گوارا و زیاد شد.14

این امر درباره سایر ائمه(علیهم السلام) نیز صادق است; چنان كه شیخ صدوق و ابن شهرآشوب از
ابوالصلت روایت كرده اند كه «وقتى امام رضا(علیه السلام) به نزد مأمون مى رفت چون به ده سرخ رسید، گفتند: یابن رسول الله ظهر شده است، نماز نمى گزارید؟ پس فرود آمد و آب طلبید; گفتند كه آب همراه نداریم. پس به دست مبارك خود زمین را كاوید آن قدر آب جوشید كه آن حضرت و هر كه با آن حضرت بود وضو ساختند و اثرش تا امروز باقى است.»15

نتیجه، اینكه امام حسین(علیه السلام)وقتى كه مشاهده كردند كه دشمن بین او و آب حایل شده، آب مورد نیاز اردوى خود را از طریق حفر چاه تأمین نمودند و این از گزارشى كه براى عبیدالله بن زیاد فرستاده اند به خوبى معلوم مى شود. او طى نامه اى به عمر سعد مى نویسد: «اما بعد به من چنان رسانیده اند كه حسین(علیه السلام) و یاران او چاه ها فرو برده اند و آب برمى دارند، لهذا ایشان را هیچ فرو ماندگى نیست. چون بر مضمون نامه وقوف یابى باید كه حسین بن على(علیه السلام) و یاران او را از كندن چاه منع كنى و نگذارى كه پیرامون آب گردند».16

ما مدركى دال بر اِقدام عمر بن سعد مبنى بر پُر كردن چاهِ حفر شده از جانب امام حسین(علیه السلام)نداریم; اما از طرفى شاهد آن هستیم كه امام حسین(علیه السلام) 30 تن از سواران و 20 تن از پیادگان سپاه خود را به فرماندهى برادرش حضرت عباس(علیه السلام)جهت آوردن آب به سوى فرات فرستاده و آنها با درگیرى مختصر با محافظان آب موفق شدند 20 مَشك آب براى امام حسین(علیه السلام)و یارانش بیاورند.17 بنابراین براى ما به درستى معلوم نیست كه سرنوشت چاه، چه شده است و به روایت ابن اعثم كوفى هم كه مى گوید آن چشمه ناپدید شد نمى توان چندان اعتماد كرد; زیرا كه كَندن چاه براى امام حسین(علیه السلام) و یارانش چندان كار مشكلى نبود; چون آنها در مدت كوتاهى خندق بزرگ و عمیقى را در اطراف خیمه ها حفر كردند.18 و از طرفى هم بنابر روایتى، امام حسین(علیه السلام) و برخى از یارانش صبح روز عاشورا به نظافت و زایل كردن موهاى بدن خویش پرداختند.19 پس معلوم مى شود كه تا صبح عاشورا امام حسین(علیه السلام) و یارانش داراى آب كافى بوده اند; چرا كه اگر آب كافى نمى داشتند از آن براى نظافت استفاده نمى كردند تا خود، فرزندان و زنان را در تنگنا قرار دهند. ولى تأثیرهاى ناشى از بستن آب، رفته رفته بر اردوى امام حسین(علیه السلام) به ویژه زنان و كودكان سایه افكنده بود. از این رو برخى از یاران امام حسین(علیه السلام)، زبان به اعتراض و سرزنش مردم كوفه گشودند كه ذكر نمونه اى از آنها مى تواند بیانگر شرایط سختى باشد كه امام(علیه السلام)و یارانش در آن بسر مى بردند. حُرّ و بریر بن حضیر همدانى در این باره خطاب به سپاهیان كوفه مى گویند: «وى را با زنان و كودكان خُردسال و یارانش از آب روان فرات كه یهودى و مجوسى و نصرانى مى نوشند و خوك ها و سگان روستا در آن مى غلطند، ممنوع داشته اید كه هم اكنون از تشنگى از پا درآمده اند.»20

همان گونه كه گفتیم از سرنوشت چاهِ آبِ حفر شده جلوى خیمه ها اطلاعى نداریم; ولى از یك سو تلاش امام حسین(علیه السلام)و یارانش به ویژه حضرت عباس(علیه السلام) براى كسب آب و از سوى دیگر تشنگى یاران و خانواده آن حضرت براى ما روشن مى سازد كه گرچه اندك ذخیره آبى در خیمه ها بوده، امّا از چاه آب، دیگر خبرى نبوده است و ناچاریم كه نظر ابن اعثم كوفى را بپذیریم و چون دلیلى براى آن نداریم مجبوریم كه بگوییم شاید این یك معجزه و یا امتحانى براى یاران و خاندان حسین(علیه السلام)بوده است.

آن چه مسلّم است، امام حسین(علیه السلام) و یارانش به سبب اشتغال به جنگ و فعالیت بسیار در روز عاشورا از یك سو، به آب زیادى نیاز داشتند و از سوى دیگر نمى توانستند آب مورد نیاز را تأمین كنند; از این رو بود كه از نظر آب در تنگناى شدیدى قرار گرفتند و به احتمال زیاد ذخیره آب خود را براى فرزندان و زنان حفظ مى كردند. از این رو بود كه اكثر یاران امام حسین(علیه السلام) به سبب رعایتِ حال زنان و كودكان تشنگى را تحمل كرده و سرانجام با تشنگى به شهادت رسیدند. بنابر نقلِ ابن شهرآشوب، على اكبر كه از شدّت مبارزه با دشمنان، تشنگى بر او عارض شده بود به سوى پدر آمد و طلب آب كرد; او گفت كه به دست جدّت آب مى نوشى.21

بنابر روایتِ ابن شهرآشوب حضرت عباس(علیه السلام) كه علمدار حسین(علیه السلام) بود و مقام سقّایى داشت جَهت آوردن آب به سوى فُرات رفت، ولى دشمنان دست راست و چپ او را قطع كرده و سپس با عمود آهنى او را كشتند; امّا او از مشك و برداشتن آب از فرات ذِكرى نمى كند.22 از روایت دیگرِ او كه مى نویسد، امام حسین(علیه السلام) به فاصله بین شط فرات و عائله خود مى نگریست و مى گریست برمى آید كه تشنگى به فرزندان او نیز عارض شده بود.23 ولى باز هم از روایت ابوحنیفه دینورى كه مى نویسد: «امام حسین(علیه السلام) در لحظات آخر از فرط تشنگى قدح آبى خواست و چون آن را به دهان نزدیك ساخت، حصین بن نمیر، تیرى بر آن حضرت زد كه به دهانش خورد و مانع از آشامیدن شد و امام قدح را رها فرمود».24 مى توان دریافت كه هنوز در خیمه ها آبى بوده كه قدحى از آن را به امام حسین(علیه السلام) داده اند، زیرا كه به طور قطع دشمن به امام آب نمى داد. و از روایت علامه مجلسى كه مى نویسد، وقتى حضرت عباس(علیه السلام)از برادرش امام حسین(علیه السلام) اجازه نبرد گرفت، امام از وى درخواست كرد كه كمى آب براى كودكان بیاورد و او نیز صداى العطش آنها را شنید، برمى آید كه در این لحظات واپسین، آخرین ذخیره آب آنها تمام شده است و بر اساس همین روایت، حضرت عباس(علیه السلام) نیز موفق به آوردن آب نشد.25 بنابراین امام(علیه السلام)تا لحظات پایانى، لحظه اى از جنگ با محافظان آب غافل نشد. بنابر روایت شیخ مفید امام حسین(علیه السلام) و حضرت عباس(علیه السلام) همزمان به سوى فرات به دشمنان و محافظین آب حمله كردند كه امام(علیه السلام) از ناحیه چانه زخمى شد و حضرت عباس(علیه السلام)به شهادت رسید.26

از روایت ابو مخنف برمى آید كه بار دیگر امام حسین(علیه السلام)موفق شد وارد شریعه فرات شود ولى همین كه آمد آب بیاشامد، یكى از دشمنان فریاد زد كه به خیمه ها حمله كرده اند. بنابراین امام(علیه السلام) آب ننوشید و بازگشت.27

همان گونه كه مشاهده نمودید، بخشى از نیرو و فكر امام(علیه السلام) و یارانش متوّجه تأمین آب گردید و دشمن تا حدودى از ضربات سهمگین و نابود كننده آنان در امان ماند.

تذكر نكته اى در باب شهادت كودكِ شیرخوارِ امام حسین(علیه السلام) ضرورى است و آن این است كه هیچ یك از منابع معتبر اشاره اى نكرده اند كه امام حسین(علیه السلام) فرزند خود را روى دست گرفت و در مقابل سپاه دشمن ایستاد و از آنها براى وى آب طلبید. آن چه در منابع معتبر آمده است، این است كه این كودك در دامان پدر به هنگام وداع مورد اصابت تیر قرار گرفت و به شهادت رسید. ابو حنیفه دینورى در این باره مى نویسد: «امام حسین(علیه السلام) در لحظات آخر كه تنها مى جنگید كودك كوچك خود را خواست و او را در دامن نشاند. مردى از بنى اسد او را هدف تیرى بلند قرار داد و در دامن پدر شهید كرد».28 روایت مورخان دیگر نیز با تغییرهاى اندكى همانند روایت دینورى است. 29

http://www.dastanpoor.com/public/upload/images/akse%20mataleb/116949455_8480573_50700230%20(1).jpg                 

نتیجه گیرى

دشمن براى به تسلیم در آوردن امام حسین(علیه السلام) و خانواده اش از حربه آب با نهایت شقاوت و سنگدلى استفاده كرد; ولى با تدبیر امام(علیه السلام) و مقاومت اصحاب و صبر زنان و كودكان، هرگز نتوانست توفیقى حاصل كند و به رغم فشار تشنگى بر امام(علیه السلام)، یاران و خانواده اش، هرگز سر تسلیم فرود نیاوردند و قهرمانانه و تشنه لب با عزت نفس به شهادت رسیدند و از این طریق نیز دشمن را سر در گُم و مستأصل نمودند.


پاورقیها:
1.
مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، مترجم سید هاشم رسولى محلاتى، انتشارات علمیه اسلامیه، چاپ دوم، بى تا، ج 2، ص 37 و علامه مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، به اهتمام محمد باقر بهبودى، انتشارات مكتبة الاسلامیه، تهران، صَفر 1385، ج 44، ص 335.
2.
مفید، محمد بن محمد بن نعمان، همان، ج 2، ص 61 و مسعودى، ابو الحسن على بن حسین، مروج الذهب و معادن الجواهر، مترجم ابو القاسم پاینده، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران، 1360، ج 2، ص 63.
3.
طبرى، محمد بن جریر، تاریخ طبرى، ج 6، ص 2247 و ابن اثیر، عزالدین على، كامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ج 3، سنه 35، ص 278 و مسعودى، ابوالحسن على بن حسین، مروج الذهب و معادن الجواهر، ج 2، ص 701 و مسكویه رازى، ابوعلى، تجارب الامم، مترجم ابوالقاسم امامى، انتشارات سروش، تهران، 1369، ج 1، ص 414.
4.
نصر بن مزاحم منقرى، پیكار صفین، مصحح عبد السلام محمد هارون، مترجم پرویز اتابكى انتشارات آموزش انقلاب اسلامى، 1366، صص 222 ـ 219 و یعقوبى، احمد بن ابى یعقوب، تاریخ یعقوبى، ج 2، صص 89 ـ 88 و دینورى ابو حنیفه، احمد بن داوود، اخبار الطوال، مترجم دكتر محمود مهدوى دامغانى، نشر نى، تهران، 1366، صص 210 ـ 208 و ابن طباطبا (ابن طقطقى)، محمد بن على، تاریخ فخرى، مترجم محمد وحید گلپایگانى، شركت انتشارات علمى و فرهنگى، صص 123 ـ 122.
5.
طبرى، محمد بن جریر، تاریخ طبرى، ج 7، ص 2990 و مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج 1، ص 79 و ابن اثیر، عزالدین على، كامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ج 5، ص 149.
6.
طبرى، محمد بن جریر، همان، ج 7، صص 3001 ـ 3000 و ابن اثیر، عزالدین على، همان، ج 5، ص 156 و بلاذرى، احمد بن یحیى بن جابر، انساب الاشراف، مصحح الشیخ محمد باقر مهدوى، دار التعارف بیروت، 1397 ق 1977 م، ج 2، جزء 3، ص 176 و ابن شهر آشوب، سروى مازندرانى، ابى جعفر رشید الدین محمد بن على، مناقب آل ابى طالب، مصحح سیّدهاشم رسولى محلاتى، مؤسسه انتشارات علامه، بى تا، ج 4، ص 96 و مفید، محمد بن محمد بن نعمان، همان، ج 2، صص 85 ـ 84.
7.
همان كتاب ص 301.
8.
ابن اعثم كوفى، ابومحمد احمد بن على، الفتوح، مصحح غلامرضا طباطبایى، مجد، مترجم محمد بن احمد بن مستوفى هروى، انتشارات آموزش انقلاب اسلامى، شركت افست، تهران 1372، ص 887 و ابو حنیفه دینورى، احمد بن داوود، اخبار الطوال، ص 301 و ابن اثیر، عزالدین على، همان، ج 5، ص 185 و ابن شهر آشوب، ابى جعفر رشید الدین محمد بن على، همان، ج 4، ص 97 و طبرى، محمد بن جریر، همان، ج 7، ص 3006 و مفید، محمد بن محمد بن نعمان، همان، ج 2، ص 88.
9.
ابن اثیر، عزالدین على، كامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ج 5، ص 158 و طبرى، محمد بن جریر، تاریخ طبرى، ج 7، ص 3006 و بلاذرى، احمد بن یحیى بن جابر، انساب الاشراف، ج 2، جزء 3، ص 181 و ابو الفرج اصفهانى، مقاتل الطالبیین، مصحح على اكبر غفارى، مترجم سیّدهاشم رسولى محلاتى، نشر صدوق، چاپ تابش، بى تا، ص 118 و مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج 2، ص 88.
10.
ابوالفرج اصفهانى، همان، ص 118 و مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج 45، صص 52 ـ 51.
11.
ابن اعثم كوفى، ابومحمد احمد بن على، الفتوح، ص 83.
12.
ابن شهرآشوب، ابى جعفر رشیدالدین محمد بن على، مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 50 و ابن اعثم كوفى، ابو محمد احمد بن على، الفتوح، ص 893.
13.
همان، ص 893 و مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج 44، ص 337.
14.
ابن عساكر، ابى القاسم على بن الحسن بن هبة الله بن عبد الله الشافعى الدمشقى، ترجمه ریحانه رسول الله الامام المفدى فى سبیل الله الحسین بن على بن ابى طالب7 من تاریخ مدینة دمشق، مصحح محمد باقر محمودى، مؤسسة المحمودى الطباعة والنشر، بیروت، لبنان، 1398 ق 1978 م، ص 155 و ذهبى، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان، تاریخ الاسلام وفیات المشاهیر والاعلام، به تحقیق عمر عبد السلام ترمزى، ناشر دارالعربى، بیروت، 1410 ق 1990 م، ج 5، ص 8.
15.
قمى، شیخ عباس، منتهى الآمال، نشر مطبوعاتى حسینى، چاپ احمدى، 1368، ص 894.
16.
ابن اعثم كوفى، ابومحمد احمد بن على، الفتوح، ص 893.
17.
طبرى، محمد بن جریر، تاریخ طبرى، ج 7، صص 3007، 3006 و ابن اثیر، عزالدین على، كامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ج 5، ص 159 و ابن اعثم كوفى، ابو محمد بن على، همان، ص 894 و ابو الفرج اصفهانى، مقاتل الطالبیین، ص 119، بلاذرى، احمد بن یحیى بن جابر انساب الاشراف، ج 2 جزء 3، ص 181 و دینورى، ابو حنیفه احمد بن داوود، اخبار الطوال، صص 302، 301 و علامه مجلسى، محمد باقر، «همان كتاب»، ج 44، ص 338.
18.
مجلسى، محمد باقر، «همان كتاب»، ج 45، ص 4.
19.
طبرى، محمد بن جریر، تاریخ طبرى، ج 7، ص 3021 و ابن اثیر، عزالدین على كامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ج 5، ص 167.
20.
طبرى، محمد بن جریر، همان، ج 7، ص 3029 و ابن اثیر، عزالدین على همان، ج 5، ص 173 و بلاذرى، احمد بن یحیى بن جابر، انساب الاشراف، ج 2، جزء 3، ص 189، ابن اعثم كوفى، ابو محمد احمد بن على، الفتوح، ص 902 و مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ج 2، ص 104.
21.
ابن شهر آشوب، ابى جعفر، مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 109 و ابن اعثم كوفى، ابومحمد احمد بن على، الفتوح، ص 907 و علامه مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج 44، ص 321.
22. «
همان كتاب»، ج 4، ص 108.
23.
همان، ج 4، ص 108.
24.
همان، ج ، ص 304.
25.
همان، ج 45، ص 41.
26.
همان، ج 2، صص 114 ـ 113 و بلاذرى، احمد بن یحیى بن جابر، انساب الاشراف، ج 2، جزء 3، ص 201 و علامه مجلسى، محمد باقر، همان، ج ، 45، ص 50.
27.
ابن شهر آشوب، ابى جعفر رشید الدین محمد بن على، مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 58 و علامه مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج 45، ص 51.
28.
همان، ص 304.
29.
ابن شهرآشوب، ابى جعفر رشید الدین محمد بن على، همان، ج 4، ص 109 و ابن اعثم كوفى، ابو محمد احمد بن على، الفتوح، ص 908 و ابن اثیر، عزالدین على، كامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ج 5، ص 186 و طبرى، محمد بن جریر، تاریخ طبرى، ج 7، ص 3055 و مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج 2، ص 112 و بلاذرى، احمد بن یحیى بن جابر، انساب الاشراف، ج 2، جزء 3، ص 201; قمى، شیخ عباس، نفس المهموم نفثة المصدور، نگارش آیت الله كمره اى، انتشارات كتابخانه اسلامیه، بى تا، صص 162 ـ 161.




منبع: تاریخ درآینه پژوهش - پیش شماره 4 - زمستان 82  

درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم

این وبلاگ در راستای پاسخ به پرسش مهر رئیس جمهور راه اندازی شده است

پرسش مهر: عزیزانم! ایرانِ ما با مشکل کمبود آب روبروست، هر کدام از ما چگونه از آب های ایران، می توانیم بهتر نگهداری و استفاده کنیم؟


مدیر وبلاگ: علی ارژنگ

آموزگار شهرستان های استان تهران
سرگروه درسی گروه های آموزشی
منطقه بهارستان2
دبستان دولتی آزادی

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تماس با ما
 کمک به محک





Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت